خرید بک لینک
به من احترام بگذار روی زانوات بایست
دست برسینه بگذار
سرت را کمی خم کن
خیلی خوب خیلی رسمی
کلاه از سرت بردار
وآنگاه بگو
هرگز مرا دوست نداشته ای
آرام و شمرده بگو
به من بگو هیچ وقت پا در حریم قلبم نکذاشتی
ومن هرگز درچشمانت خیره نشدم
بگو هیچ وقت قلبم برایت نتپیده
با احترام بگو
مرا دوست نداشتی
بگذار فکر کنم
کعبه دلم روی هیچکسی باز نشده
قلبم پاک و مقدس بوده
به من احترام بگذار
به قلب پاکم
به نجابت به ارث رسیده ام..

امیلیا

برچسب: نویسنده: نوید جعفری تاريخ: جمعه 10 اسفند 1397 ساعت: 11:09

مادر امروز کمم سر بزیرم غمگینم

چشمانم را می بندم

گوشهایم را می گیرم

بغضم را فرو می خورم

آخر تو نیستی

آخر تمام شهر پر شده از مادر

از تبریک از شاخه های گل

ازپاکتهای شیرینی

آخر من هیچ کس را ندارم...

مادر مواظب امیرعلیم باش

امیلیا

برچسب: نویسنده: نوید جعفری تاريخ: چهارشنبه 8 اسفند 1397 ساعت: 9:10

من تمام دوستت دارم هایم رادر صندوقچه ای پنهان کرده بودمبرای روز مبادا روزی که من باشم تو باشی وبعد روی سرپنجه پاهایم بایستم چشم در چشمت بشومگونه هایم گر بگیردسرم را پایین بیندازموباز بالا بیاورم چ

برچسب: نویسنده: نوید جعفری تاريخ: يکشنبه 5 اسفند 1397 ساعت: 3:30

چشمانش حال عجیبی داشت
وکسی روبرو داشت تماشایش می کرد
آن روبرو
قلبش در چشمانش می تپید
یک روزی می شد مرا به امید دیداری سپرده بود
ومن دیگر در تاریخ خاطراتش گم شده بودم
من دیگر صدای تپش قلبش نبودم
من برق آن چشمانش نبودم
من دیگر...
من خودم با چشمانم دیدم
امیلیا

پ ن:مخاطب خاصی ندارد

برچسب: نویسنده: نوید جعفری تاريخ: يکشنبه 5 اسفند 1397 ساعت: 3:30

صفحه بندی